![]() |
![]() |
|
| تقديم به كسي كه نفس من است |
|
سلام حالتون خوبه دلم برای همتون تنگ شده بود خیلی دوستون دارم این روزا خیلی روزای سختی بود یعنی خیلی سخت گذشت اما شاید باورتون نشه توی این روزای سخت عسکر حتی یه لحظه هم منو تنها نذاشت ما هنوز هم همدیگه رو خیلی خیلی دوست داریم اما خوب شاید قسمت هم نباشیم همینقدر قسمت هم هستیم که در کنار هم و برای هم مثل 2 تا دوست خوب باقی بمونیم امیدوارم همیشه توی زندگیش موفق باشه خدا کمکش کنه هیچ وقت غمکین نباشه براش آرزوی خوشبختی می کنم خیلی دوسش دارم اما اون از دستم خیلی ناراحت می شه چیکار کنم دست خودم نیست ازش می خوام منو بخاطر همه چیز ببخشه وجودت رو دارم خیالم راحته مواظب خودتون باشین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 11:49 توسط ساغر |
|
|
امروز قلب شکسته ی من آهی رو بدرقه ی راه عزیزی کرد که روزگار من رو سیاه کرد
قلب من شکسته شد حتی صدای شکستن قلبم رو عسکر عزیزتر از جونم شنید اون اشکای منو دید و مطمئنم اصلا" براش اهمیتی نداره عاشقانه دوسش داشتم البته هنوزم دوسش دارم اما اون بدون هیچ و پوچ همه چیز رو کنار گذاشت انگار نه انگار که اون بود که یه روز به من قول داد تا همیشه برای من بمونه تا همیشه دوسم داشته باشه و انگار اصلا" نفهمید که من تا سرحد جنون دوسش دارم و تنها آرزوم بعد از خوشبختی خواهرم رسیدن به اون بود انگار فراموش کرد که تا چند روز پیش ما حتی یک لحظه هم طاقت دوری از همدیگه رو نداشتیم البته برای پسرا راحته چون به این کارشون عادت کردنه عذاب وجدانی هم در کار نیست اما تقاص اشکای ما دخترا رو کی میخواد پس بده کی میخوائین باور کنین که با احساسات یه دختر بازی کردن یعنی لحظه لحظه زجر کشیدن اون دختر عسکر عزیزم هنوزم دوستت دارم حتی بیشتر از قبل با اینکه به من خیانت کردی و زیر همه قول و قرارات زدی اما هنوزم حس می کنم مال خودمی من تو رو پرستش می کنم چون یه دیوونم یه دیونه که دلش رو به عشق پسری خوش کرده که نمی تونه به اون برسه عسکر جونم اگه این متن منو خوندی فقط یه خواهش ازت دارم تو رو به جان امام رضائی که به من قول دادی ببریم پا بوسش اما نتونستی بهم بفهمون که منو برای یه دوست نمی خواستی فقط همین تو رو به روح دائی قسمت میدم فقط بگو به من به چشم یه دوست دختر نگاه نکردی خوب دیگه مواظب خودت و داداش محمدم باش امیدوارم خوشبخت بشی نمی تونم با این دل شکسته نفرینت کنم چون هنوزم دوستت دارم اما متاسفت برات که منو - احساساتمو-عشق پاکم رو باور نکردی خداحافظ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 17:51 توسط ساغر |
|
|
سلام قشنگترین من سنگ صبور من
برا ی آخرین بار می خوام بنویسم تا بفهمی درد این جیگر سوخته ی من رو نمی دونم تا چه حد منو دوست داری یا اصلا" دوسم داری یا نه بی آنکه بدونم چرا به تو اطمینان پیدا کردم شاید هم دلیلش رو از دلم باید پرسید اما دلیل قانع کننده ترش اینه که توی چشات ریا و هوس رو ندیدم نمیدونم چرا؟ گذشته ی من مالامال از غم و اندوه بود با وجود تو تموم دردامو فراموش کرده بودم احساس می کردم فقط تو میتونی تسکین دهنده قلب شکسته ی من باشی تنها امید و لذت زندگیم تو بودی دوست داشتم ساعت ها کنارت می نسشتم و در سکوت عاشقانه ایی که همیشه آرزوشو داشتم با هم حرف میزدیم دوست داشتم ساعت ها توی چشمای مهربونت نگاه می کردم اما تو همه اینا رو از من دریغ کردی مطمئن باش بخاطر شکستن قلبم و زجر کشیدن خودم هیچ وقت نمی بخشمت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 شهریور1386ساعت 16:12 توسط ساغر |
|
|
ديگه همه چيز تموم شد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 شهریور1386ساعت 10:22 توسط ساغر |
|
|
عزيزم در كنار تو خوبي ها را مي يابم و در نگاه عاشقانه ات تازه مي شوم مهربان من باز به تو مي گويم كه دوستت دارم و نگاهم را به نگاهت مي دوزم و به پاكي چشمهايت قسم مي خورم كه تا ابد با تو مي مانم تا بداني عاشق ترينم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 تیر1386ساعت 9:53 توسط ساغر |
|
|
امروز صبح عسكر نيومد پيشم آخه من ديروز يه كارخرابي كردم و اونم از دستم حسابي ناراحته و حسابي عصباني من صبح خيلي گريه كردم اخه نمي تونستم كه باور كنم عسكر از دستم عصبي و گوشي رو سر من قطع مي كنه اما خوب اونم حق داشت بهش حق مي دم منم عصبانيش كردم منم رفتارم ديروز اشتباه بود عسكر جونم اگه وبلاگمو باز مي كني و مي خوني از همين جا بهت مي گم منو ببخش بابت كار اشتباه ديروزم دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 تیر1386ساعت 16:35 توسط ساغر |
|
|
مدت زيادي بود كه دلم خيلي گرفته بود يعني من داشتم داغون مي شدم احساس مي كردم كه ديگه وجود ندارم يه مرده متحرك و مرتب خودمو به خاطر كارائي كه بايد انجام مي دادم و مي تونستم و انجام ندادم سرزنش مي كردم كارائي كه با انجام ندادنش خوشبختي همه از بين رفت البته اصلا" تقصير من نبود ولي من مي تونستم اما...... البته مشكلاتي كه اصلا" به من ربطي نداره ولي به هيچ وجه نمي تونم از كنارشون ساده رد بشم چون در زندگي آينده من هم نقش مهمي دارن چون خيلي برام مهمن قسم خورده بودم كه به خاطر مشكلاتم هيچ وقت به كسي دل نبندم اصلا" دور ازدواج و عشق و دوست داشتن رو يه خط قرمز پررنگ بكشم چون احساس مي كنم كه مشكلاتم مانع از رسيدن من به عشقم مي شه و اين دردآوره ولي خوب چيكار مي شه كرد دست دل ِ آدمه يهو ديدي پر كشيد رفت يه طرفي كه اصلا" خودت هم باور نمي كني عسكر عشق منه تموم زندگي منه خيلي دوسش دارم اما تمام ِ وجود من پر از ترس و هراس ترس از نرسيدن به اون و خراب شدن تموم روياها و آرزوها كه توي سرم دارن تاب مي خورن اگه نشه من بايد چيكار كنم اصلا" نمي خوام كه نشه اون حتما" بايد مال من بشه نه ! نمي گم حتما" چون نمي شه توي كاراي خدا من واقعا" دوسش دارم احساس مي كنم بدون اون من مي ميرم من توي زندگيم خيلي سختي كشيدم ولي خوب يه طوفان اومد و همه خوشبختي رو از من و مادرم و خواهرام گرفت مخصوصا"من چون من بيش از حد در انتظار اين خوشبختي بودم چون مي شد با اين خوشبختي – خوشبختي هاي زيادي رو به ارمغان بياريم اما........... اما هنوز خدائي هست ما هميشه توكل مي كنيم كه باز به همون گذشته ايي كه خدا داد و خودش هم گرفت برگرديم عسكر توي زندگي خيلي به من اميد مي ده خوشحالم از اينكه دوسم داره و با منه دوستت دارم و دوستم داشته باش تا هميشه تا ابد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 11:27 توسط ساغر |
|
|
دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگیِ عاشقانه ی تو پر شده است کسی صدایم می زند ومن تنها به احترامِ دلِ عاشقت کنار خلیجِ نامِ عاشقانه ی تو لنگر می اندازم دل نوشته هایم ، رازِ دلِ پریشانم را رسوا می کنند و من آواره ی سر زمین رویاهایم می شوم هیچ کس نمی داند كه تو... تنها بهانه ی مشق عشق من هستی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 10:43 توسط ساغر |
|
|
عسكر جونم دوستت دارم اگه بفهمي كه چقدر دوسِت دارم حاضر نيستي حتي يه لحظه هم منو تنها بذاري من ديوونه تو شدمه تو رو وحشتناك دوست دارم اصلا" نمي دونم چرا اينجوري شدم اگه يه روز تو رو نبينم مي ميرم باورت نمي شه ولي تو تموم هستي من شدي تو زندگي مني دوست دارم برم بالاي يه كوه بلند و داد بزنم تا همه بشنون و بفهمن كه من چقدر دوست دارم به همه بگم كه عسكر فقط مال منه فقط و فقط مال من مگر اينكه مرگ بخواد منو از عسكرم جدا كنه از يه طرف دعا مي كنم كه عسكر زودتر بره سربازي تا زودتر مال هم بشيم از يه طرف هم دعا مي كنم كه نره عسكر جونم دوستت دارم قربونت برم من بهم قول بده كه تا هميشه با من مي موني |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 تیر1386ساعت 19:8 توسط ساغر |
|
|
سلام دوستاي عزيزم امروز بيش از حد خوشحالم چون عسكر عزيزم اومد پيشم الهي قربونش برم من خدايا قربونت كرمت همه دلا رو شاد كن راستي ازتون خواهش مي كنم كه براي يكي از دوستاي من كه مدير وبلاگ (خاطرات شغالِ) دعا كنين كه دلش شاد بشه و مشكلاتش برطرف بشه اميدوارم دل همتون شاد باشه خدانگهدارتون باشه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 تیر1386ساعت 11:20 توسط ساغر |
|
|
ساعت 7:30 دقيقه ست اما هنوز هيچ خبري از عسكر نيست الان 2 روز خدايا كمكم كن خدايا مواظبش باش هر جا هست با هر كسي هست موفق باشه و منو فراموش نكنه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 تیر1386ساعت 19:21 توسط ساغر |
|
|
ديروز سرم خيلي شلوغ بود و نتونستم برم پيش عسكر جونم و اونم از دستم ناراحته و فكر كنم قراره تلافي در بياره اما نمي دونه من بيشتر از اين حرفا دوسش دارم من براش مي ميرم از ديروز تا حالا كه داره با من سرد حرف مي زنه من مريض شدم آخه عسكر تموم وجود من شده عسكر قلب منه من دوسش دارم حتي اگه اون منو دوست نداشته باشه ولي.......... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 تیر1386ساعت 16:23 توسط ساغر |
|
|
دوستت دارم نفس من |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 تیر1386ساعت 12:25 توسط ساغر |
|
|
اين جمله زيبا از چارلي چاپلينِ : تن عريان تو بايد مال كسي باشد كه روح عريانش را دوست داري |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 تیر1386ساعت 11:14 توسط ساغر |
|
دستهايت را چون خاطره ايي سوزان در دست هاي عاشق من بسپار و لبانت را چون حسي گرم از هستي به نوازش لبهاي عاشق من بسپار
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 تیر1386ساعت 10:49 توسط ساغر |
|
|
از تمام دوستاني كه به وبلاگم سر مي زنن مچكرم موفق باشيد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 تیر1386ساعت 10:30 توسط ساغر |
|
|
عسكر جونم امتحاناتش تموم شد حالا بايد ببينيم مي خواد چيكار كنه بره سربازي يا بره سر كار شايد هم بزنه به كله ش و باز بره دانشگاه عسكر جونم به درگاه پروردگار التماس مي كنم كه هر جا مي ري سالم و سلامت باشي و منو از ياد نبري دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 تیر1386ساعت 10:24 توسط ساغر |
|
|
امروز عسكر جونم امتحان داره براش دعا كنين موفق بشه واي الهي قربونش برم من قراره بره سربازي تا برگرده من مي ميرم اما خوب بايد بره اه لعنت بر سربازي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 16:54 توسط ساغر |
|
|
صداي چک چک اشکهايت و مي شنوم که چه معصومانه در کنج |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 10:10 توسط ساغر |
|
|
my Love هميشه مهربان بمان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 10:2 توسط ساغر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دختري از جنوب 20 ساله مهربون ’ خوش قلب اما خیلی دل نازک عاشق عشق خودم هستم عشق من کسی که در زندگی به من امید می ده عاشقانه همدیگر رو دوست داریم و تنها آرزمون اینه که یه روزی من و عشقم ما بشیم به امید روزی که همه دلای عاشق به هم پیوند بخوره اين وبلاگ رو هم عاشقانه تقديم به عسكر مي كنم كسي كه تمام زندگي منه تمام هستي منه عسکر جان دوستت دارم و دوستم داشته باش تا همیشه تا ابد |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مهر 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 |
|
RSS
|